صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
هرمنوتیک واقعیت
هرمنوتیک یک نظام فلسفی است که در این نظام با مشکلات تئوری تأویل و تفسیر مواجه می گردیم .نظام هرمنوتیک خارج از مشکلاتی که در بررسی کتاب مقدس ، نقد ادبی و تفسیر قانون ، با آن مواجه هستیم ، رشد نموده و پارادایم مسلط برای فهم تفکر نوگرایی جدید و ساختارشکنی گردیده است .
مشکل قرائت و فهم یک متن ، سبب استعاره جدیدی برای همه انواع برداشتها و نیز فهم پدیده اجتماعی و علم الحیات ، گردیده است . در یک سطح ساده ، هرمنوتیک قرائت یک متن ، با مؤلف ، متن وخواننده آغاز می گردد. متن اساساً توسط ساختار تعمّدی اثر مؤلف ، تأثیر پذیرفته ، اما استقلال خودش ازمؤلف را نیز دارا می باشد. متن ، همیشه روح خود را نیز دارا می باشد. معانی که از مقاصد نویسنده مستقل باشد، در متن موجود می باشد، همچنان که روحیه شخصی و پیش فرض های فرهنگی ـاجتماعی نوسینده که در آن فضا زندگی می کرده و قلم می زده ، ناخودآگاه در متن انعکاس یافته است .بدین ترتیب مطلب قبل و بعد نویسنده ، عنصر ضروری و لازم در قرائت و فهم متن بوده و بسیار اهمیت دارد.
هرمنوتیک ساختارگرا، متناوباً درصدد بوده تا متن را مجزای از نویسنده و یا مقاصد نویسنده رابهتر از آنچه نویسنده فهمیده ، درک نماید. در هر یک از این حالت ها، ساختارگرایان ، بر این باورند که آنهاصاحب برخی از تئوری های انتقادی می باشند که قرائت صحیح قابل شناخت و فهمیدن را میسرمی سازد. به هر حال خواننده ، روحیه و پیش فرض های فرهنگی و اجتماعی خویش را دارا بوده و اساساًاینکه چگونه متن خوانده و فهمیده می شود، بر او تأثیر می گذارد. بنابراین خواننده ، همچنین با قبل و بعداز عبارت موردنظر، درگیر می باشد. یک تئوری انتقادی ، به پیش فرض قرینه ای که قرائت و فهم اقتباس شده ازقبل را معین می سازد، وابسته می باشد. به علاوه ، متن همچنین ، تاریخ تفسیر خودش که قبلاًامکان قرائت ها و قرائت های مجدد را تجویز کرده ، گسترش و توسعه می دهد. بدین ترتیب هرمنوتیک پویا، به سرعت ، در پیچیدگی ، انفجار حاصل می کند. هرمنوتیک خودش را به عنوان مشکل تسلسل مطرح می کند، همچنان که حکم پیش از قضاوت ، توضیح و تفسیر را نشان داده که این توضیح ، فهم ودرک متن را معین می کند که این هم حکم پیش از قضاوت را مجدداً مشخص می کند. این پویایی به عنوان توصیف و تعریف نه فقط در قرائت و فهم یک متن ، بلکه قرائت و فهم مرحله پدیده های اجتماعی و حیاتی مشاهده می گردد.
قدرت ـ دانش
معیار و ملاک برای مشخص کردن اینکه کدام تفسیر و تأویل متن ، صحیح یا بهتر است ، اغلب به عنوان بازتاب شکل قدرت اجتماعی ارائه و معرفی گردیده است . چیزی که به عنوان آگاهی فرض می گردد، با قدرت تعریف می گردد. در حقیقت ، در این دیدگاه ، آگاهی و قدرت ، مترادف و هم معنی می باشند. به هر حال ، قدرت و آگاهی ، آمیخته و مرکب ، چندوجهی و متناقض می باشند.
مسیر فکری ، متفکرین پست مدرن ، عبارت است از اینکه ، صورت آسمانی قدرت ـ آگاهی پنهان رابدون تأسیس یک هرمنوتیک تفسیری جدید که به عنوان تئوری جدید بزرگ ، جنبه مادی به خود بگیردموقتاً آشکار نمایند. این فراروایت جدید، ابزار جدید اغفال و تعدی و ظلم خواهد بود؛ بدین ترتیب ،مبارزه پست مدرنیسم ، بدون شکاف ساختگی که تحقق آن را اراده نماید، در جریان تغییر، زندگی می نماید.
نوع دیگری از هستی شناسی هرمنوتیک
در بیشتر اندیشه های پست مدرن ، نوع دیگری از معرفت شناسی و نقش تفسیری ، اهمیت و اعتبارمرکزی به خود می گیرد. تجربیاتی که در زمره پارادایم آگاهی ـ قدرت ِ مسلط قرار نمی گیرند، چشم اندازانتقادی از واقعیت را ارائه می نمایند. در حال حاضر، «میشل فوکو» درخصوص زندان ها وبیمارستان های روانی مطلب می نویسد تا توجه بیشتر به نقش جامعه را توضیح و تبیین نماید.
«امانوئل لویناس » و «ژاک دریدا» اختلاف و تفاوت را به هستی شناسی قبلی بالا می برند. آگاهی واقعی در ضمیر و نفس عقلانی بنا نهاده نمی شود، بلکه درنوع انتقال داده شده تصاویر ذهنی شخص که صاحب قدرت شده ، به مبارزه فراخوانده می شود.
این قرائت مختلف و متفاوت در جایی است که اندیشه پست مدرنیست ، اغلب خودش را که دارای نقش اخلاقی و رهاسازی از قید و بند معرفی می کند، درصدد است تا آگاهی های مقهور و مطیع را درمحدودة آگاهی ـ قدرت مسلط ، آزاد نماید.
تحول زبانی ـ رئالیسم مجازی
پست مدرنیسم همچنین با تحول و جنبش زبانی در فلسفه ، توصیف و مشخص می گردد. «لودویک وایتکنشتاین » تئوری پوزیتیویستی زبان را که قبلاً دارا بوده و انتقال مهمی در طراحی حرکت ازمدرنیسم به پست مدرنیسم محسوب می شده را کنار گذاشته است . وایتکنشتاین ناگزیر شد، زبان ها را اززبان رمزی گرفته تا زبان مادری که همه آنها ذاتاً خود مرجع هستند را مورد توجه و ملاحظه قرار دهد.زبان به عنوان یک نوع تئوری بازی که قوانین آن قراردادی و مورد قبول هر گروه می باشد، فهمیده می شود. زبانی که ما صحبت می کنیم ، در محدوده مرزهای عقلانیت ، غیرعقلانی و سایر امورعقلانی زبان بازی است . شعور و نطق انسان ، چندزبانی است . ترجمه میان رشته ای و بین فرهنگی ،نتیجه را ارائه می دهند. در محدوده قوانین بازی مورد احترام ، برای یک یهودی متعصب هر ذره طبیعت می تواند عقلانی باشد. در حقیقت آنها یک فرد خواهند بود. به هر حال یک زبان ِ حقیقت برتر، آنچنان که پوزیتیویست های علمی و بنیادگرایان مذهبی امیدوار بوده اند، وجود نخواهد داشت . کلمات ،نقش معنی دهنده خودشان را فقط از طریق ارتباطات دلالت های ضمنی ، در کاربردهای بنا نهاده شده ، به دست می آورند. از آنجا که نقش زبان ، ابتدا در دلالت های ضمنی بنا نهاده شده ، لذا ما با تئوری استعاره ،همانند زبان شناسی بدوی و قدیمی آن را خاتمه می دهیم . استعاره با نگهداری دو معنی ناسازگار و درحالت کشش ، به تأثیر خود نائل گشته و دیدگاه جدیدی را آشکار می سازد. استعاره ها، می توانند، ساده ،گسترده ، بیش از اندازه مورد استفاده قرار گرفته و تازه و بدیع باشند.
استعاره ، هست / نیست را که معنی به وجود می آورند را توضیح و تبیین می نماید.
با توسعه و تعمیم ، ممکن خواهد بود تا استدلال کنیم که مدل ها، سمبل ها و تئوری ها، هماننداستعاره های پیچیده عمل می کنند. چه خدا را با پدر، و چه تکامل را با جنگل ، مساوی فرض نماییم ،ارتباطات مجازی به کار می بریم تا معانی را به وجود آوریم که از لحاظ ادبی غیرحقیقی هستند. استعاره هادر توانایی خود، جهت به وجود آوردن معانی ، قدرتمند و بارور هستند. استعاره های مشترک ، اغلب دراندیشه و تفکرات ما، مسلم فرض می شوند. حرکت پست مدرن ، در برخی از انواع ساختارشکنی ،آشکارسازی استعاره مسلم فرض شده کاربردی را درگیر می نمایند.
کتابخانه تبیان.نت
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...

